چرا با وجود ظرفیت عظیم مساجد، جامعه همچنان با آسیبهای عمیق اجتماعی و فرهنگی دستوپنجه نرم میکند؟ آیا تقلیل کارکرد مسجد به یک عبادتگاه صرف، ما را از حل ریشهای مشکلات دور نکرده است؟
به باور علی حیدری، کارشناس دینی؛ غفلت از مسجد بهعنوان یک نظام اجتماعی پویا و پناه بردن به راهحلهای دستوری، خطایی راهبردی است. در یادداشت زیر بررسی میکنیم که چگونه احیای «محله مسجدمحور» میتواند سنگر اصلی جنگ نرم و نقطه آغاز یک تحول تمدنی باشد.
مسجد؛ سنگر اول بازسازی اجتماعی
درک رایج از مسجد بهعنوان مکانی صرفاً برای نماز، برداشت ناقصی از جایگاه تاریخی و تمدنی آن در اسلام است. مسجد در صدر اسلام، مرکز فرماندهی فرهنگی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی جامعه بود. امروز نیز اگر بهدنبال حل معضلاتی چون بحران اقتصادی، ضعف هویت دینی، کاهش انسجام اجتماعی و مبارزه با ناهنجاریها هستیم، بازسازی نقش واقعی مسجد بهعنوان یک "نظام اجتماعی" گریزناپذیر است.
روحانیت و مسئولیت تمدنی
در هیچ جای دنیا، اینهمه امکانات مادی و بستر اجتماعی در اختیار یک قشر مذهبی قرار ندارد. اما آیا این ظرفیت عظیم در مسیر حل مسائل بنیادین جامعه بهدرستی بهکار گرفته شده است؟ پاسخ روشن است: نه بهاندازهی کافی. اگر اقتصاد و معیشت مردم دغدغه است، اگر تربیت نسل جوان در اولویت است، اگر انسجام و هویت دینی جامعه در خطر است، راهش صرفاً ابلاغ دستورالعملهای دولتی نیست؛ راهش زندهکردن مساجد است.
فرار از مسجد، پناه به دیکتاتوری فرهنگی
برخی، بهجای پرداختن به اقدامات ریشهای، مردمی و مشارکتی، بهدنبال رویکردهای آمرانه و دیکتاتورمآبانه در مسائل فرهنگی و اجتماعی هستند. توقع این افراد از حاکمیت، صرفاً این است که «قانون بگذار و با شدت اجرا کن». این نگاه، اغلب برای فرار از وظایف سخت و بنیادی در حوزهی آسیبهای اجتماعی است. گویی آسانتر آن است که از بالا دستور صادر شود، تا آنکه در میدان و در ارتباط چهرهبهچهره با مردم، ریشهها درمان گردد.
مسجد، سنگر نبرد نرم
در برابر تهاجم فرهنگی دشمن که با ابزارهای نوین، ایمان و سبک زندگی اسلامی را هدف گرفته است، هیچ سلاحی مؤثرتر از همدلی، ارتباط چهرهبهچهره، و ساختار اجتماعی ریشهدار نیست. این همان چیزی است که مسجد بهعنوان یک نهاد الهی-مردمی بهطور طبیعی فراهم میکند. در شرایطی که نهادهای رسمی گرفتار بوروکراسی، فاصله با مردم و بعضاً بیاعتمادیاند، مسجد میتواند میداندار اصلی بازسازی سرمایهی اجتماعی و کانون امید و انسجام باشد.
امام جماعت؛ فرمانده فرهنگی محله
برای بازگشت مسجد به نقش تمدنی خود، باید تعریفمان از «امام جماعت» را بازنگری کنیم. امام جماعت امروز نباید فقط خطیب و سخنران باشد؛ او باید مدیر اجتماعی، مشاور خانواده، فعال فرهنگی، راهبر جوانان و محور وحدت محله باشد. اگر میخواهیم "محلهی مسجدمحور" داشته باشیم، که بارها مورد تأکید رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است، نیاز به "امامِ مسجدمحور" هم داریم؛ امامی که نقش پیشبرندهی تمدن اسلامی را در سطح خرد ایفا کند.
نقشه راه تمدنی
طرح محله مسجدمحور که سالهاست در سازمان تبلیغات اسلامی و سایر نهادهای انقلابی دنبال میشود، صرفاً یک پیشنهاد فرهنگی نیست؛ بلکه نقشهی راه تمدنی و ترجمان عملی جهاد تبیین در سطح جامعه است. این طرح، سنگبنای تحقق دولت اسلامی و جامعهسازی قرآنی است که اگر از دل مردم و با ارادهی پولادین روحانیت بجوشد و با حمایت هوشمندانهی نهادهای حاکمیتی همراه شود، میتواند گرههای کور فرهنگی و اجتماعی را بگشاید و حیات طیبه را در جامعه جاری سازد. تحقق این مهم، بیش از هر چیز به خواست و همت طلاب و روحانیون بهعنوان افسران این جنگ نرم وابسته است. امروز، در بهار قرآن، فرصت آن است که میان شعار و عمل فاصله نیندازیم و با بازگرداندن مسجد به جایگاه اصلیاش، جامعه را در مسیر تحقق آرمانهای والای انقلاب اسلامی قرار دهیم. این همان راهی است که جامعه را در برابر فتنهها بیمه میکند و زمینهساز ظهور خواهد بود.
مسجد را به جایگاه اصلیاش برگردانید؛ جامعه خود را بازخواهد یافت.





نظر شما